تبليغاتX
شاهراه عدالت


در حالي كه در روز 16 آذر يك عده اراذل و اوباش پيرو خط شيطان در لباس دانشجو به عنوان حامي سبز ميرحسين موسوي در ادامه هتاكي ها و اقدامات ضدامنيت ملي خود عكس نازنين امام خميني رضوان الله تعالي عليه را پاره كرده و به آتش كينه خود سوزاندند و در اين راستا نيز موج اعتراض ها تمام كشور اعم از حوزه ها، دانشگا ها، بازارها و اقشار مختلف مردم را دربر گرفته است، شنا كردن مسئولان موسسه تنظيم و نشر آثار امام(ره) در خلاف مسير رود جاري ملت، بسيار باعث تاسف و ننگي بر پيشاني حاميان دروغين راه امام(ره) است.

مسئولان اين موسسه كه در سينه چاكي براي جريان برانداز و سكولارمنش چپ و اصلاح طلبان تجديدنظرطلب و ضد راه امام(ره) شهره آفاق اند! به جاي تقبيح عمل حاميان موسوي و اعلام برائت از آنها، رسانه ملي را كه نقش بسزايي در تصوير كردن اين واقعيت و انعكاس آن به افكار عمومي داشته است را محكوم كرده اند! و بيش از پيش نقش خود را در جهت حمايت از جريان ضدانقلاب و ضد راه امام(ره) نشان داده اند.

البته با مرور عملكرد چندين ساله آنها بايد گفت كه چنين رفتارهايي از آنها بعيد نيست! در سال‌هاي حاكميت اصلاح طلبان هجمه عظيمي از هتك حرمت ها به آرمان ها، ارزشها و نظريات امام(ره) از ناحيه تجديدنظرطلبان صورت گرفت و مسولان موسسه سكوت كرده و به نوعي حمايت كردند،‌ تئوريسين هاي اصلاحات افكار امام(ره) را مستحق به موزه سپردن دانستند و باز مسولان موسسه نشر و تنظيم سكوت كردند، محمدرضا خاتمي گفت بايد عقايد و آراي امام(ره) در جامعه نقد شود و موسسه تنظيم و نشر باز هم به سكوت خود ادامه داد، قبل از انتخابات و پس از آن به راه امام(ره) و عقيده ايشان مبني بر ميزان بودن راي ملت خدشه وارد شد و مسئولان موسسه تنظيم و نشر به جاي تبري جستن، با تمام قد از موسوي و آشوب گران و هتك حرمت كنندگان از نظام دفاع كردند.

بنابراين جاي تعجب نيست كه امروز در شرايطي كه همه عاشقان و دوستداران امام(ره) از پاره شدن و آتش زده شدن عكس بنيانگذار انقلاب اسلامي ناراحت هستند و آن را در سراسر كشور محكوم مي كنند، مسئولان اين موسسه به جاي دفاع از امام(ره)، با تمام وجود از هتك حرمت كنندگان امام راحل(ره) دفاع مي كنند.

 

معلوم نيست اين موسسه تنظيم و نشر يا محو آثار امام(ره) است؟!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 11:9  توسط مصطفی بخشي  | 



ميرحسين موسوي به همان اندازه كه درباره نتايج انتخابات دچار توهم شد، امروز درباره افكار عمومي هم متوهم است. موسوي با توهم پيروزي شهر را به آشوب كشيد و قانون اساسي كه ثمره خون شهداست را زير پا له‌ كرد تا از آن "بلندي" براي رسيدن به قدرت ايجاد كند و حال كه نتوانسته بر قانون غلبه كند با توهم اينكه مردم ساده لوح هستند حرف از وحدت ملي مي زند! راه انداختن سايت جماران و سياه نامه نوشتن در مورد وحدت ملي آن هم در حالي كه او همه آرمان هاي امام(ره) را زير پا گذاشته است چيزي جز يك توهم بزرگ ديگر نيست.

كدام وحدت ملي آقاي موسوي؟! جنابعالي ماه ها با شعار قانون و مبارزه با بي قانوني، عَلم سبز حيله و نيرنگ را بلند كرديد و بعد از انتخابات 25 ميليون "نه" شنيديد و به جهت قدرت طلبي حاضر شديد قانون را زير پا بگذاريد و بسياري از جوانان اين مملكت را قرباني منافع شخصي خود و اسپانسرهاي سياسي و مالي تان كنيد و امروز كه افكار عمومي و نمايندگان ملت در پي شكايت از شما پيگير هستند، از ترس دستگيري و محاكمه جنايت هاي پس از انتخابات وحدت ملي را پيش مي كشيد؟!

مباني وحدت ملي اعتقاد به قانون اساسي، انقلاب، ولايت فقيه و تمكين به راي مردم است، شما كدام يك از اين مولفه ها را دارا هستيد كه دم از وحدت مي زنيد؟! شما صراحتا بعد از انتخابات، نظام و انقلاب و قانون را به قيمت ارضاء قسمتي از شهوت قدرت طلبي اتان فروختيد و امروز خيال كرديد مردم مثل مرجع تقليد مطرودتان "ساده لوح" اند تا به تعبير مقام معظم رهبري "جرم بزرگ" اتان را فراموش كنند و به وحدت ملي با "مجرم بزرگ" تن در دهند؟!

زهي خيال باطل! آقاي موسوي! شما از صحنه وحدت ملي اخراجيد و بايد منتظر اجرا شدن قانون در مورد قانون گريزي اتان باشيد، نه ادامه دادن دغل بازي و فريب مردم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 14:56  توسط مصطفی بخشي  | 



مدتي است متروي تهران وضعيت بسيار نامناسبي پيدا كرده است، آن چنان كه تاخيرهاي طولاني قطارها باعث ايجاد صف هاي طولاني در ايستگاه هاي مترو و در پي آن فشار به مردم شده است و روز به روز هم بر مشكلات آن افزوده مي شود.

مسئولان مترو و به خصوص محسن هاشمي مديرعامل آن كه خانوادگي كينه ديرينه با شخص رئيس جمهور منتخب مردم دارند، سعي مي كنند با استفاده از رسانه هاي زنجيره اي آشوب طلبان اينطور به مردم القا كنند كه مشكلات مترو تقصير دولت است چون بودجه مترو را تامين نمي كند!

اين در حالي است كه آمار نشان مي دهد بيشترين كمك به مترو از سال 84 تا به حال و توسط دولت احمدي نژاد صورت گرفته است و لذا مديرعامل بي كفايت مترو كه سالهاست به دليل استفاده از رانت پدرخاندان انحصار مترو را در اختيار خود در آورده است بهتر است به جاي فرافكني توضيح دهد كه اين همه بودجه را كجا مصرف كرده است؟

آيا محسن هاشمي همچون برادر خود مهدي هاشمي بودجه بيت المال را صرف كمك به هزينه هاي انتخاباتي موسوي و بعد از آن آتش بياري معركه پس از انتخابات نموده است؟!

جالب اينجاست كه تيرماه امسال قاليباف در جواب اعتراض محسن هاشمي به كمبود بودجه مترو می گوید: "آقاي هاشمي بيخود اعتراض داشته است. يكي بايد سوال كند اگر سالي 15 كيلومتر مترو ساخته مي‌شود و دولت نيز 190 ميليارد تومان اعتبار تخصيص داده است بقيه پول‌ها را از كجا آورده‌اند؟"

 به هرحال هرچه هست بي كفايتي و سياسي كاري مديرعامل متروي تهران دليل اصلي مشكلات امروز مترو تهران است.

 

لینک مطلب در خبرگزاری فارس +

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 13:49  توسط مصطفی بخشي  | 



نيمه اول فروردين سال 65 بود كه صبح زود من را بيدار كرد كه برايش از مغازه سركوچه شانه اي جيبي بخرم تا در كنار قرآن جيبي خود بگذارد. او مرا بوسيد و بعد از خداحافظي با خانواده و رد شدن از زير قرآن، همراه دوست بسيجي اش رفت كه به كاروان "محمد رسول الله(ص)" كه آنروز عازم جبهه ها بود بپيوندد.

"مهدي" عاشق شهادت بود، بچه اي اهل دل كه دوستانش از نورانيت فوق العاده او و لطافت روحيش در جبهه تعريف مي كنند. علي يكي از همرزمانش مي گويد كه غروب روز قبل از اعزام به خط مقدم در دوكوهه حال و هواي عجيبي مهدي را فرا گرفته بود. گوشه اي خلوت را انتخاب كرده بود و با خدا راز و نياز مي كرد. او مي گويد مهدي به وضوح نوربالا مي زد! و همه اين را مي گفتند.

مهدي 31 شهريورماه درعمليات فاو در سن بيست سالگي با تركش خمپاره به فيض شهادت نائل مي آيد و روح بي قرارش با لبيك يا حسين به ملكوت اعلي پر مي كشد.

وقتي خبر شهادتش را آوردند هوا ابري بود و من داشتم در عالم بچگي به  برادر بزگتر ديگر يعني "حسين" براي چراغاني نيمه شعبان كمك مي كردم. او هم بسيجي بود و 18 سال داشت.وقتي خبر شهادت مهدي را شنيد بي صدا گريه كرد. او هم عاشق شهادت بود. برعكس مهدي كه همان بار اول اعزام به جبهه شهيد شد، حسين چندبار رفت و آمد. و بالاخره انتظارش به سر رسيد : "فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر" (احزاب/23)

كمي بيشتر از يك سال طول كشيد. مردادماه سال 66 بود كه حسين هم در عمليات منطقه شلمچه با تركش خمپاره و ذكر الله اكبر و يا حسين و يا ابوالفضل جام شهادت را نوشيد و روح منتظرش به سمت معبود يكتا پرواز كرد.

مهدي و حسين و صدها هزار شهيد اين آب و خاك از جان خود گذشتند تا نظام و انقلاب و ارزش ها برپا بماند. امروز كه به وصيت نامه آنها نگاه مي كنم بيشترين چيزي كه تاكيد كرده اند تقواي الهي و دفاع از حريم ولايت فقيه است. همان حريمي كه همچون زره اي محكم از نظام و انقلاب و ارزش ها دفاع مي كند. همان حريمي كه سال هاست دشمنان نظام و انقلاب در حال مقابله با آن هستند تا با هدف قرار دادن آن پايه هاي نظام را از ريشه بركنند.

با خود فكر مي كنم كه آيا بدخواهان داخلي و خارجي نظام قادر به از بين بردن انقلاب و نظام هستند؟ آيا امثال ميرحسين موسوي، خاتمي و كروبي كه امروز به سان پياده نظام دشمن در داخل عمل مي كنند و با ايجاد موج رنگي در خيال خود شكستن حريم نظام و انقلاب را دنبال مي كنند، قادر به پايمال كردن خون شهدا هستند؟

اما وقتي استواري 30 ساله نظام و انقلاب را در برابر انواع هجمه ها مي بينم و شكست پياپي دشمنان داخلي و خارجي در اين سال ها را در ذهن مرور مي كنم، عنايت خاصه حضرت ولي عصر(عج) و درخشش خون شهدا و رهبري فرزانه ولي فقيه را بسيار قدرتمند تر از چند موج مرده بي ثمر مي بينم.

                                     « شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات »

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 16:50  توسط مصطفی بخشي  | 



سه ماه است كه از حضور پرشور مردم در اتخابات رياست جمهوري مي گذرد و در اين مدت كوتاه خيلي از مسائل در حوزه سياست اتفاق افتاد كه  در طول تاريخ انقلاب كم نظير بود. راي قاطع قريب به 25 مليون راي به دكتر احمدي نژاد و انتخاب مجدد وي به رياست جمهوري نشان از رويكرد جدي و حداكثري مردم به ارزش ها و آرمان هاي انقلاب دارد. در اين انتخابات همه گروه ها و عناصر با نفوذ و ذي صلاح طيف موسوم به اصلاح طلب با تمام قوا و تجهيزات مادي و معنوي در كنار حمايت افرادي چون هاشمي و خاندان او به ميدان آمدند. قرار گرفتن نام هاي خاتمي و موسوي و كروبي و هاشمي در كنار هم خود گوياي همه چيز است.

اما مردم هوشيار و عزتمند و ولايي ايران اسلامي كه سال ها فريب شعارهاي پر زرق و برق، ولي توخالي اصلاح طلبان را خورده بودند و سال ها شاهد سقوط ارزش ها و آرمان هاي انقلاب و نظام و راه شهدا بودند، براي بار دوم با راي قاطع فردي اصولگراي واقعي و معتقد به ارزش ها و آرمان هاي انقلاب را انتخاب كردند و محكم تر از قبل به سينه مدعيان دروغين راه امام(ره) كوفته و آنها را پس راندند.

در مقابل، شكست خوردگان و سيلي خوردگان از راي ملت كينه ملت را به دل گرفتند و با عدم تمكين به قانون، طعم انتخابات پرشور را به كام مردم تلخ كردند و ماه ها نظام و انقلاب و كشور را هدف تيرهاي زهرآگين خود و دشمنان قسم  خورده خارجي نمودند.

بيانيه هاي تند و از سر عقده و سراسر دروغ و نيرنگ و فريب، و ادعانامه هاي رنگين عليه نظام و انقلاب از طرف موسوي و كروبي و با پشتيباني خاتمي و هاشمي و خاندانش، همه دست به دست هم داد و تابستان بدي را براي ملت سربلند ايران زمين رقم زد و فصل ناگواري را در تاريخ انقلاب ثبت نمود، و البته خيرات و بركات بسياري هم براي نظام و انقلاب داشت كه مهمترين آن غربال شدن نيروهاي انقلاب و افتادن نقاب از چهره مدعيان دروغين بود. آنهايي كه خود را فدايي راه امام(ره) و انقلاب معرفي مي كردند، در اين چند ماه نقاب از چهر بركشيدند و چهره منفعت طلب و منافق خود را عيان كردند.

صحبت از خيانت هاي اين افراد زياد است، اما آنچه قابل تامل جدي است اين كه ادامه حركات آنها ضربات جبران ناپذيري بر پيكر نظام وارد مي كند كه مي بايست به سرعت جلوي آن گرفته شود. با مشخص شدن دروغ هاي موسوي و كروبي و با توجه به اعترافات تكان دهنده دستگيرشدگان حوادث پس از انتخابات در دادگاه، و از سوي ديگر مشخص شدن كذب ادعاي وقيحانه شيخ الخوارج در مورد تجاوز جنسي و زير سوال بردن حيثيت نظام و انقلاب و نهادهاي نظام، و از طرفي اعلام فراخوان به شورشيان براي حضور در روز قدس و پايمال كردن يادگار حضرت امام(ره)، ديگر جاي تعلل نيست و وقت آن است كه قوه قضائيه كه در حال حاضر از رياست فردي انقلابي و معتقد به مباني انقلاب و نظام و ولايت فقيه بهره مند است، وارد عمل شده و چشم فتنه را كور كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 12:17  توسط مصطفی بخشي  |