تبليغاتX
دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی شاهراه عدالت شاهراه عدالت
اهانت اخير به امام هادي(ع)، نشانه حرامزادگي

 

در حديثي از پيامبر اكرم(ص) است كه به امام علي(ع) فرمودند:

« ولايت علي بن ابي طالب(ع) و فرزندانش، نشانه "حلال‌زادگي" است و بغض آن‌ها هم نشانه "حرام‌زادگي" است»

(فرائد السمطين للجويني، ج2، ص40 ـ أسني المطالب لإبن الجزري، ص59)

اخيرا موج عجيبي به عنوان تخريب وجود نازنين و بزرگوار حضرات معصومین علیهم السلام به ویژه امام دهم، حضرت علي النقي امام هادي عليه‌السلام در ظلمتكده هاي عفن شيطاني اينترنت به راه افتاده است كه دل و چشم و روح انسان را خون مي‌كند. زماني ممكن است كسي نظام و حكومت اسلامي را قبول ندارد و بالاتر از آن حتي دين را قبول ندارد، ولي خود را در گرداب توهين به مقدسات نمي اندازد.

البته خيلي از موجودات خبيث و ذليلي چون وهابي هاي سلفي هستند كه نتنها به وجود مقدس معصومين(عليهم السلام) توهين روا مي دارند، بلكه حتي تا حد انفجار و تخريب بارگاه ملكوتي آن بزرگواران پيش مي روند كه با توجه به اين كه از يك حرامزاده غاصب مقام خلافت در دين تبعيت مي كنند! قابل درك است!

اما تصور اين كه كسي به ظاهر ايراني و به ظاهر مسلمان و به ظاهر شيعه باشد و به نوعي از اين همه رحمت و مهرباني و لطافت ولايت جامع آن بزرگواران برخوردار شود،‌ ولي در عوض در لجن زار توهين و جسارت به وجود مقدس حضرات معصومين (عليهم السلام) فرو رود و زبان و قلم كثيفش را به هتك و توهين و جسارت به ساحت آن بزرگواران بگشايد، قابل درك نيست.

اتفاق تاسف بار اخير در خصوص توهين به ساحت حضرت امام هادي(ع) نشان مي دهد دليلي كه كسي بتواند در اين مسير ضلالت و گمراهي مفرط، با خبيثان وهابي و سلفي همراه شود، با توجه به حديث خاتم الانبياء(ص)، تنها بايد يك «حرامزاده» باشد.

لذا چنانچه هر كدام از موجودات خبيثي كه به آن امام همام(ع) توهين روا داشتند به نوعي راهشان به اين وبلاگ افتاد و اين مطلب را خواندند، توصيه مي كنم هر چه زودتر در مورد اصل و نسب خود پيگيري جدي بكنند، البته اگر برايشان اص و نسب مهم است!!

          حضرت علي النقي امام هادي(ع)

+ لینک همین مطلب در جام نیوز

-------

بعدالتحریر:

1- حکم ارتداد "شاهین نجفی" حرامزاده ای که بانی توهین و هتک ساحت مقدس حضرات معصومین علیهم السلام است، صادر شد. امید است کسانی که دستشان به این ملعون می رسد هر چه زودتر نسبت به اجرای حکم ارتداد وی اقدام کنند.

لینک حکم ارتداد در خبرگزاری فارس

2- از همه عزیزانی که این مطلب را می خوانند دعوت می کنم برای ادای دین به ساحت مقدس امامان معصوم(علیهم اسلام)، به خصوص وجود نازنین حضرت امام هادی(علیه السلام)،  به نوبه خود در نوشتن مطلب پیرامون آن امام همام(ع) اهتمام ورزند.

۳- "وای بر هتاکین" عنوان وبلاگی است که در آن به شناسایی و معرفی هتاکان نموده است. لینک


برچسب‌ها: امام هادي, امام نقي, امام علي النقي, امام دهم


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ساعت 14:25. - لينک ثابت


تا مجلس ولايي، يك «ياعلي» تمام است

مجلس ولايي يعني مجلسي كه در آن كسي نان ولايي بودن را نمي خورد تا از آن طرف در بزنگاه آزمايش ولايتمداري، جاخالي كند، مدت ها سكوت كند، حرف هاي دوپهلو به نفع فتنه گران بزند و... تا مبادا نان سفره «ضد ولايي ها» را از دست بدهد!

مجلس ولايي يعني مجلسي كه در آن كسي برخلاف منويات ولايت عمل نمی کند و نظر «ولايي» را به راي نمي گذارد تا دانشگاهي با بيش از 250هزار ميليارد تومان بيت المال به نفع «غيرولايي‌ها» وقف شود!

مجلس ولايي يعني مجلسي كه در آن كسي از حقوق مادام العمر وكلاي ملت دفاع نميكند و جلوي طرح نظارت بر نمايندگان را نمي گيرد!

مجلس ولايي يعني مجلسي كه در آن كسي نمي گويد كه «مجلس نبايد تابع اشارات رهبري باشد» و نمي گويد «مجلس تبديل به شاخه دفتر رهبري شده است»، در حالي كه اكثر منويات رهبري در مجلس رعايت نمي شود.

مجلس ولايي مجلسي است كه در آن نماينده اي كه بايد صداقت داشته باشد، غير واقع از ساكتين فتنه دفاع نمي كند و نمي‌گويد كه «او چند زونكن موضع گيري عليه فتنه دارد»!

مجلس ولايي يعني مجلسي كه در آن به خاطر رسيدن به چند كرسي بيشتر قدرت و مقام، با كساني كه در ولايتمداري ناب «لنگ» مي زنند، «وحدت» نمي كند.

مجلس ولايي يعني مجلسي كه درآن نمايندگانش آماده و گوش به فرمان «ولايت» اند و در زماني كه نداي «اين عمار؟» او بلند است، بي‌محابا و بدون ترس از آبرو و منافع شخصي و خودبيني، به نداي ايشان پاسخ مي دهند و در آزمايش «ولايتمداري» سربلند پيروز مي شوند.

مجلس ولايي يعني مجلسي كه در آن نمايندگاني كه همراه مردم «نهضت سوم تير» را ايجاد كردند، در وقت خودش هم در مقابل «انحراف» مي ايستند و بي باكانه از آن برائت مي جويند.

مجلس ولايي يعني مجلسي كه در آن «پايداري» بر ارزش‌ها، ولايتمداري، آرمان خواهي انقلابي، عدالت طلبي و اسلام خواهي بر محور عقلانيت ديني حرف اول را مي زند و از هرگونه تذبذب، تلون و تزلزل عقيدتي به دور است.

مجلس ولايي يعني مجلسي كه در آن «گفتمان ولايي»، آن هم با نگاه «ولایت عام جانشین امام زمان(ع)»، بر هر چيز ديگر مقدم است.


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ساعت 10:6. - لينک ثابت


«حسين فدايي»، نمونه اي از اصول تخريب عليه جبهه پايداري!

در ميان انبوه تخريب ها، ادعاهاي واهي و جعلي، تهمت ها و بداخلاقي هاي سياسي عليه جبهه پايداري، نام «حسين فدايي» و تقابل او با اين جبهه بيشتر خودنمايي مي كند!

حسين فدايي از جمله كساني است كه از ابتداي تشكيل جبهه پايداري به طور مداوم و مستمر انواع و اقسام موضع گيري ها را عليه آن داشته است. بازخواني مواضع فدايي در طول ماه هاي اخير و تصور سير آن در قالب يك نمودار - كه يك محور آن زمان و محور ديگرش ميزان غلظت موضع گيري‌هاي وي باشد- نشان از رشد افزايشي مواضع تخريبي وي عليه جبهه پايداري دارد. در ذيل نمونه هايي به سان "مشتي از خروار" اشاره مي شود:

1- در مهرماه 90 فدايي همراه با زاكاني با آيت الله مصباح ديدار داشته است و در آن ديدار، علامه مصباح به صراحت حمايت خود از جبهه پايداري را اعلام نموده بودند و حتي خود را عضو اين جبهه خواندند و به اين دو نفر هم تاكيد كردند كه با اين جبهه بنشيند و گفتگو كرده و وحدت كنند، اما پس از اين ديدار از حسين فدايي اخباري مبني بر عدم همراهي و رهبري آيت الله مصباح با جبهه پايداري منتشر گرديد كه منجر به واكنش دفتر معظم له گرديد. اينجا

2- در آبان ماه 90 نيز حسين فدايي در حاشيه همايش جبهه متحد در پاسخ به اين سوال كه: "آيا اعضاي جبهه پايداري قصد دارند به شکل انفرادي وارد عرصه انتخابات شوند؟" پاسخ مي دهد: اساسا آنها ليست نميدهند!! اينجا ؛ اين اظهارنظر با اعتماد به نفس بالاي فدايي و انكار اساسي ليست پايداري در حالي بود كه جبهه پايداري اعلام كرده بود اگر دو معيار مرزبندي شفاف با "ساكتين فتنه88" و "جريان انحرافي" از سوي 8+7 رعايت نشود، ليست جداگانه اي خواهد داد.

3- بهمن ماه 90 حسين فدايي در گفتگويي با "فرياد جوان"! با فراموش كردن اصل "اخلاق اسلامي" در منشور اصولگرايي، جبهه پايداري  را داراي افرادي دانست كه «شيطنت» به خرج مي دهند و آنها را افرادي خواند كه با عمليات رواني سعي در ايجاد شكاف بين وفاداران نظام را دارند و صفاتي چون "غرض ورزي"، "غفلت"،‌" ناآگاهي" را نثار آنها نمود و در پايان هم از موضع قيم‌مابانه‌اي آنها را دعوت به وحدت نمود. اينجا

4- ششم اسفندماه 90 حسين فدايي به همراه بذرپاش در نشستي با عنوان " نقش راهبردی مجلس در تحقق عدالت اجتماعی" كه در دانشگاه علم و صنعت برگزار شد شركت كرد و مجددا جبهه پايداري را مورد تخطئه قرار داد؛ اينجا

نكته قابل توجه در اين جلسه اين كه: در آن نشست، "دانشجويي" خطاب به "فدايي" مي‌گويد: «محوری که شما برای وحدت انتخاب کرده اید، موجودیت آن زیر سوال است؛ زیرا شما زیر چتر روحانیت مبارزی هستید که افرادی که اینک سابقه درخشانی در ذهن ما ندارند مانند حسن روحانی، ناطق نوری و نوابی که به میرحسین موسوی رای داد از آن برآمده‌اند؛ البته در این تشکل روحانی، شخصی مانند آقای مهدوی کنی نیز وجود دارد که از نظر ما بدون انتقاد نیست...آقای فدایی امتحان خوبی پس نداده اید؛ زیرا رفتید با کسانی وحدت کردید که در سال ۸۴ به هاشمی رای دادند و در سال ۸۸ نیز نتوانستند از احمد نژاد دفاع کنند» ؛

فدايي نيز در پاسخ، با طفره رفتن از اصل موضوع، بحث "دشمن" را وسط مي‌كشد و سعي مي‌كند تاكتيك جبهه متحد مبني بر پر رنگ كردن تهديد «دشمن فشل»! و لزوم وحدت بر اين اساس را تكرار كند و صراحتا اعلام مي‌كند كه دشمن براي مجلس آينده 600 نفر را به ميدان مي آورد! و جريان انحرافي نيز در اين انتخابات در صدد انحراف انقلاب است؛ اين اظهارات حسين فدايي در حالي است كه نه پسمانده هاي فتنه و نه جريان انحرافي، به اندازه "پشيزي" هم نتوانستند در انتخابات دوره نهم مجلس تاثيرگذار باشند و لذا براي همه روشن‌تر شد كه اين شعارها تنها تاكتيك تماميت خواهي جبهه متحد بود، ‌تا نگراني براي نظام!

اما دور دوم تخريب هاي حسين فدايي عليه جبهه پايداري در سال جديد وارد فاز جديد و تندتري شد:

5- فدايي در جلسه پرسش و پاسخ کمیته های سه گانه و شاخه جوانان و دانشجویان جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی به شدت به جبهه پايداري حمله مي‌كند و با تفسير به راي از نظرات مقام معظم رهبري در خصوص موضوع "خلوص" و "وحدت" سعي مي‌كند "جبهه پايداري" را - كه تماما مورد حمايت "آيت الله مصباح يزدي" است و آيت الله مصباح نيز كه تماما مورد تاييد صد در صدي "رهبري فرزانه انقلاب" است- با افراطيون صدر اسلام مقايسه كند! فدايي در آن جلسه انواع و اقسام توهين‌ها و تخريب‌ها عليه جبهه پايداري را بكار مي‌برد و اين جبهه را با تعابيري خاص متهم مي كند به: «انحصارطلبي» و «مطلق انگاري»، «ايجاد كنندگان فضاي التهاب و هيجان كاذب»، «سوار بر موج افكار عمومي»، «رفتارهاي بسته و افراطي»، «حركت در باند انحرافي»، «تئوريزه كنندگان انحراف»، «تقابل قراردهندگان روحانيت در مقابل هم» و...؛ اينجا

6- يكي از آخرين ادعاهاي عجيب و غريب حسين فدايي نيز تلاش او در نشان دادن تقابل آيت الله مصباح با جبهه پايداري است، كه با توجه به حمايت هاي آشكار و صريح علامه مصباح از اين جبهه و حتي راي دادن به تمام افراد ليست اين جبهه، بسيار مضحك و تلخ به نظر مي رسد. اينجا

7- همه نمونه هاي فوق الذكر در كنار هتك حرمت يك رسانه به علامه مصباح از يك سو و توزيع شب نامه تخريبي عليه جبهه پايداري توسط خبرنگاران آن رسانه و اعضاي يك جمعيت سياسي - كه بر حسب اتفاق آقاي حسين فدايي دبيركل آن است!!- در نماز جمعه گذشته تهران از سوي ديگر اينجا،  نمونه جالبي از اصول تخريب عليه جبهه پايداري را نشان مي دهد!

والله خبير بما تعملون...


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ساعت 15:53. - لينک ثابت


تخريب جبهه پايداري: نتيجه مطلق انگاري و ترس از پيروزي اين گفتمان

پس از آن كه نتيجه دور اول انتخابات نشان از حضور پراثر، جدي و به نوعي برتري نامزدهاي جبهه پايداري داشت، بخشي از جريان رسانه ايه به ظاهر اصولگرا، در آستانه دور دوم، همچون روال قبلي خود اقدام به تخريب جبهه پايداري نموده است و اين بار جسارت را به حدي رسانده كه حتي تا مرز توهين و هتك حرمت مطهري زمان، يعني علامه مصباح يزدي نيز پيش رفته است.

تخريب ها عليه جبهه پايداري از 2 فاز وارد شده است:

در فاز اول سعي شده است جبهه پايداري را در تقابل با آيت الله مصباح (و بالعكس!) قرار دهند، مثلا برخي اعضاء جبهه متحد همچون حسين فدايي دبيركل جمعيت ايثارگران ضمن توهين و تخريب جبهه پايداري، به نوعي سعي در تقابل اين جبهه با آيت الله مصباح نموده اند. اين در حالي است كه علامه مصباح بارها و به صراحت از تمام افراد ليست جبهه پايداري حمايت كرده و حتي در روز برگزاري انتخابات براي دادن راي، تحمل سفر به تهران و راي دادن به تمامي افراد ليست جبهه پايداري را به جان خريدند و به اين هم اكتفا نكرده و مجددا اين جبهه را همچنان مورد حمايت مكرر خويش قرار مي دهند.

فاز دوم تخريب ها بسيار جسورانه‌تر عمل كرده و تا حد هتك حرمت علامه مصباح نيز پيش رفته است، آن چنان كه به عنوان نمونه، خبرگزاري وابسته به سازمان تبليغات (؟!) اسلامي، اقدام به درج مطلبي با عنوان "جمعي از دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع)" نموده است و در آن علاوه بر بكار بردن عبارات هاي تند و توهيني عليه جبهه پايداري، حضرت علامه مصباح را نيز مورد هتك و توهين و تخريب قرار داده و در اهانتي كم نظير ايشان را "قائم مقام رهبري" از ديد جبهه پايداري ها معرفي كرده است.

يكي از محورهاي عمده تخريب و توهين و افترا به جبهه پايداري حول تهمت زدن به اين جبهه مبني بر همسويي با "جريان انحرافي" مي چرخد. اين در حالي است كه مخالفت و مقاومت جدي اعضاء اين جبهه، خصوصا نامزدهاي شاخص آن عليه جريان انحرافي "اظهرمن الشمس" است.

به نظر مي رسد اين همه تهمت و تخريب و تخطئه عليه اين جبهه سه دليل عمده دارد:

1-      خودبزرگ بيني و مطلق انگاري برخي از افراد جبهه متحد كه خود را منحصرا حامي نظام و ولايتمداري و اصولگرايي و انقلابي مي داند و اگرچه صراحتا به آن اذعان نمي كنند، اما در عمل و موضع گيري و نحوه برخورد با غيرخود اين چنين مي نمايانند! و لذا باعث شده است كه عملگرايي اصولي، ولايي، ارزشي و انقلابي جبهه پايداري را برنتابند.

2-      ظاهرا وحشت و ترس از شكست در مقابل جبهه پايداري در دور دوم انتخابات، براي برخي آن قدر شديد و گيج كننده شده كه اقدام به ناسزا گويي سياسي و اهانت و توهين از هر روش و راه و طريق مي‌نمايند.

3-      حضور مقتدر و حداكثري جبهه پايداري در مجلس آينده مي تواند معادلات سياسي‌كارانه برخي را كه در ظاهر و خفا مشتركاتي با فتنه گران و جريان انحرافي دارند، آن هم در آستانه انتخابات رياست جمهوري در آينده نزديك به هم بريزد! ؛‌ لذا همين ترس و بيم را مي توان مسبب چنين رويكرد تخريبي شديدي عليه جبهه پايداري تفسير كرد.

 

با همه اين اوصاف، تعليمات قرآن و عترت و همچنين مشي حضرت امام(ره) و رهبري فرزانه نشان مي دهد كه «پايداري» بر «اصول»، «ارزش‌ها» و «آرمان‌ها» هميشه جواب مي‌دهد. بر همين اساس، براي جبهه پايداري كه «گفتمان اصولگرايي» برايش مهم‌تر از دست يافتن يا نيافتن به 4 كرسي بيشتر مجلس است، پيروزي در انتخابات آينده هدف غايي نخواهد بود و تنها روسياهي "بي اخلاقي" و "سياسي‌بازي" براي تخريب كنندگان فعلي جبهه پايداري خواهد ماند.


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ساعت 16:3. - لينک ثابت


عمد صداوسيما در حرمت شكني ايام فاطميه؟!

مظلوميت ائمه معصومين (عليهم السلام) در صداوسيما تنها مختص به رويكرد سطحي نگر اين رسانه به دين و پرداختن به ظواهر و عدم ارتقاء برنامه‌هاي مذهبي به محتوا و درون مايه دين مبين اسلام و مكتب بي نظير شيعه ختم نمي‌شود، بلكه اين رسانه بزرگ ملي كه به طور فاحشي با منويات مورد نظر مقام معظم رهبري و نيازهاي مردم متدين ايران اسلامي فاصله دارد، آنقدر جسور و خودسر شده است كه كار را به حرمت شكني عمدي در ايام فاطميه رسانده است و اين ايام، دومين و شايد چندمين سال پياپي است كه در ايام فاطميه اقدام به پخش سريال طنز نموده است.

"مسیر انحرافی" سریالی است با بازی فرزاد حسنی، پوریا پور سرخ ، بهنوش بختیاری ، شقایق دهقان و . . . که قرار است از شنبه و همزمان با ایام فاطمیه از شبکه سوم سیما پخش شود. اين در حالي است كه سريال طنز «چهارچرخ» نيز در سال گذشته درست در ايام فاطميه تبليغ و پخش شد و با كمي بررسي بيشتر شايد بتوان موارد مشابه بيشتري را مشاهده كرد.

جالب و قابل تامل اين جاست كه رسانه ملي در ايام ولادت ائمه معصومين (عليهم السلام) و جشن هاي مذهبي با سريال هاي سياه و تاريك و دردناك كام مردم متدين را تلخ و سياه مي كند، و بر عكس در ايام عزاداري شيعيان به خصوص در ايام شهادت بانوي دو عالم حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) اقدام به پخش سريال هاي طنز مي نمايد!

اين اقدام وقتي با تداوم همراه شده است، نوعي اصرار و عمد بودن را به اذهان متبادر مي كند و نمره هاي منفي عملكرد رسانه ملي را كه به فرموده حضرت امام(ره) بايد دانشگاه ملي باشد را بيش از پيش در پيشگاه ملت شريف و متدين ايران اسلامي افزون مي نمايد.

حال، وقتي جوان متدين، انقلابي و بادسواد نخبه‌اي چون دكتر وحيد يامين پور - كه در مقطعي تنها برنامه منطقي، اثرگذار و فاخر در زمينه تبيين حوادث فتنه 88 را به روي آنتن برد و سپس از كل صداوسيما حذف شد!- صحبت از فراماسونر بودن و نگاه هاي تساهل و تسامح گرايانه در سطح بدنه رسانه ملي مي نمايد،‌ مورد تخطئه و تخريب همين جماعتي قرار مي گيرد كه توانسته اند با ريش و تسبيح داشته و نداشته‌شان و شعارهاي تصنعي ولايتمداري نان انقلاب و نظام و اسلام و بيت المال را بخورند و اين چنين در عمل نمكدان بشكنند.

به هر حال به نظر مي رسد تا زماني كه يك تغيير ساختاري، محتوايي و رويكردي در رسانه ملي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بوجود نيايد، بايد همچنان شاهد پسرفت و مادي گرايي بيش از پيش رسانه اي باشيم كه توانسته است اين رويكرد منفي خود را در پس برنامه هاي سطحي نگر مذهبي و رنگ و لعاب هاي تصنعي از دين و شريعت و معرفتي پوشش داده و پنهان كند.

* لينك همين مطلب در جام نيوز


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در شنبه نوزدهم فروردین 1391 ساعت 15:40. - لينک ثابت


نظر «علامه مصباح» در مورد «جبهه پايداري»؛ «حجت قطعي» است

 

امروز در شرايطي به انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي نزديك مي شويم كه در صحنه رقابت، انواع و اقسام جبهه‌هايي شكل گرفته اند كه همه خود را اصولگرا، پيرو انقلاب و راه امام(ره) و ولايتمدار و... معرفي مي كنند. همه سنگ اسلام و مردم و انقلاب و ولايت را –كم يا زياد- به سينه مي زنند و خواهان آن هستند كه مردم به ‌آن‌ها راي دهند. لذا ممكن است اين دغدغه و نگراني براخي برخي دلسوزان واقعي نظام و حاميان انقلاب و ولايت وجود داشته باشد كه در اين وانفساي تششت و انشعاب، چطور مي توان به «حجيت قطعي» رسيد و به «تكليف» عمل كرد؟!

در پاسخ به اين سوال چند نكته قابل تامل است:

اولا تغيير و تحولاتي كه از «سوم تير84» به اين طرف در جامعه رخ داده است، نشان از رويكرد عميق و جدي‌تر مردم ايران اسلامي به اصول و ارزش هاي انقلاب و اسلام و آرمان هاي امام(ره) و شهدا دارد. در واقع مي توان گفت بستر سياسي، فرهنگي و اجتماعي جامعه امروز در پارادايم انقلاب اسلامي و حول شاخص ها و اصول و ارزش هاي آن شكل محكم‌تري به خود گرفته است؛ لذا قابل درك است كه بسياري از كانديداهاي انتخابات مجلس خود را «اصولگرا» بنامند!

ثانيا مردمي كه امروز علاوه بر تجربه هاي شيرين «نهضت سوم تير»، تجربه تلخ چالش هاي بزرگي همچون «فتنه88»، «جريان انحراف» و «8 ماه دفاع» در «جبهه پايداري انقلاب» و به خصوص «حماسه 9دي» را اندوخته دارند، در چنان اوجي از بصيرت و روشني عميق سياسي قرار دارند كه اگر به جاي ده جبهه، 100 جبهه اصولگرا هم شكل بگيرد، تاثير چنداني بر سرگرداني و حيرت مردم نخواهد داشت.

با عنايت به موارد پيشگفته، بايد گفت رسيدن به حجيت و تشخيص اصلح و عمل به تكليف، شكل ظريف تر و روشن‌تري به خود گرفته است و در عين حال كه به نظر سخت و پيچيده به نظر مي‌رسد، با اندكي تامل و توجه به برخي شاخص‌ها قابل حصول خواهد بود:

شعار ولايت مداري، انقلابي، عدالت، اصوگرايي و... كه امروز الا ماشاءالله نقل گفتار اكثريت جبهه‌هاي به اصطلاح اصولگرايي است، اما آن چه امروز «جبهه پايداري» را كاملا متمايز و مجزا مي نماياند، شاخص‌ها و معيارهاي حساس و بسيار مهمي است كه عدم توجه به آن مي تواند تبعات دنيوي و اخروي سنگيني در آينده برجا گذارد.

به طور عمده 2 شاخص اساسي وجود دارد، يك: «موضع گيري صريح در قبال فتنه 88»، دو:«مرزبندي شفاف با جريان انحرافي»؛ كه مجموع اين‌ها به مقدار قابل توجهي پايبندي و وفاداري عملي به «ولايت» و ولايتمداري را معين مي كند.

تمام اسامي ليست جبهه پايداري، بدون استثنا در دوران فتنه به نوعي موضع صريح و شفافي نسبت به آن داشته و از طرفي مرز خود را با جريان انحرافي مشخص كرده اند. شخصيت هاي بزرگي چون حجج اسلام حسينيان،آقاتهراني، رسايي، روانبخش،نبويان،سقاي بي‌ريا، كوچك‌زاده، زارعي و... آن قدر داراي مواضع صريح و روشني در قبال فتنه و جريان انحرافي هستند كه ديگر نيازي به پرداختن و معرفي آن نباشد.

اما به طور قاطع بايد گفت در كنار 2 شاخص پيشگفته، يك شاخص بسيار مهم و اساسي وجود دارد كه حجيت قطعي در قبال «جبهه پايداري» را بر هر انقلابي معتقد به حساب و كتاب و عمل به تكليف، تمام مي كند و آن شاخصي است به نام «حضرت آيت الله علامه مصباح» و البته انسان شريف و بزگوار و اهل معنايي چون «حضرت آيت الله خوشوقت»؛ دركنار توجه به شاخص بزرگ و قابل توجهي چون آيت الله خوشوقت(حفظه الله تعالي)، بايد گفت حمايت آشكار و صريح و همه جانبه علامه مصباح خود به تنهايي براي قطعيت حجت كافي است.

«علامه مصباح» به اين خاطر شاخص بزرگي است، چون مورد حمايت بلامنازع و قاطع ولي امر مسلمين است. قرابت و نزديكي عميق سياسي، فرهنگي، انقلابي و ديني كه بين مقام معظم رهبري و علامه مصباح برقرار است و بارها از سوي رهبري فرزانه صراحتا اعلام شده است، موضوع كم اهميتي نيست، لذا در كنار همه معيارها و شاخص هاي پيشگفته، حمايت بي چون و چراي وجود مبارك «علامه مصباح» از «جبهه پايدار»، خود به تنهايي حجت را بر همه دلسوازان واقعي انقلاب و ارزش ها و اصولگرايان واقعي تمام كرده است.

به اميد سربلندي و پيروزي گفتمان انقلاب و ولايت و رهبري.

--------------------

 * براي دريافت پوستر و ليست جبهه پايداري اينجــــا كليك كنيد.

 * سايت جبهه پايداري


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در سه شنبه نهم اسفند 1390 ساعت 11:11. - لينک ثابت


«اصولگرايي ناب»، در آستانه امتحاني بزرگ

 

همانطور كه همه افراد و گروه ها و جريان ها از ابتداي انقلاب امتحان شدند و نسبت به شاخص هاي اصيل انقلابي فراز و نشيب هاي مختلفي داشته اند - به خصوص بعد از فتنه 88 – اين روزها نيز در آستانه انتخابات مجلس نهم، امتحاني بس بزرگ براي اصولگرايان در پيش است. از آنجا كه فضاي رقابتي در اين دوره از انتخابات بيشتر حول محور اصولگرايان است، لذا در اين مقطع حساس از مقاطع انقلاب، ملاك ها ظريفتر، حساس تر و پيچيده تر شده است.

 

در دوره هاي قبلي، آن طرفِ رقابت، وزنه اي به نام «اصلاح طلبان» قرار داشتند كه ماهيت ضد ارزشي و بلكه ضد انقلابي آنها كم و بيش براي همگان آشكار بود و اين سوي رقابت نيز ملاك‌ها و معيارهاي اصولگرايي آنقدر ظريف و حساس نبود و دليل هم بر اين بود كه مبادا اصلاح طلبان در تشتت آراءِ اصولگرايان پيروز شوند و لذا با اين تسامح كساني به عنوان اصولگرا به مجلس راه يافتند كه گفتمان و عملكردشان بعضا حتي كاملا متضاد با حداقل‌هاي اصول و ارزش ها بود!

اما در حال حاضر كه تابلوي اصلاح طلبان به دست فرقه متمرد فتنه به لجن كشيده شده و چهره ها و گروه هاي اصلي اين جريان با دست خودشان از دايره رقابت سالم سياسي جدا شده و آن طرف خطِ‌قرمز قرار گرفته اند و تنها چهره هاي سفيد و غير موثر و بعضا اصلاح طلبان خنثي در رقابت پيشِ رو حضور دارند، ديگر بهانه اي براي عدم تاكيد بر شاخص ها و معيارهاي جدي و ظريف اصولگرايي وجود ندارد و لازم است حاميان گفتمان انقلابي اصيل و اصولگرايي ناب در بين گروه هاي حاضر اصولگرايي، به دنبال افراد خالص تر و واجد شاخص هاي پيشگفته بگردند.

در حال حاضر 3 جبهه "متحد"، "پايداري" و "ايستادگي" داعيه اصولگرايي دارند كه در اين بين وزنِ جبهه ايستادگي با محوريت «محسن رضايي» به خاطر مردود شدن هاي مكرر اين فرمانده سابق در امتحانات انقلابي بعد از جنگ در امتيازهاي مربوط به شاخص اصولگرايي در جامعه اظهرمن‌الشمس است!

مي‌ماند دو جبهه "متحد" و "پايداري" كه در اين بين حضور پر رنگ و تامل برانگيز ساكتين و مردودين فتنه در محور تصميمات «جبهه متحد» كه رويكردش بيش از آن كه بر «گفتمان» اصوگرايي و پايبندي عملي به منشور مدون شده خود باشد، بر «وحدت» اصولگرايان است ، به مقدار قابل ملاحظه اي از امتيازات اين جبهه، كاسته است.

اما از اين سو، رويكرد «جبهه پايداري» تكيه بر گفتمان اصولگرايي و مرزبندي شفاف، مشخص و عملگرايانه با «فتنه» و «جريان انحرافي»است و سوابق ارزنده و فاصله افراد شاخص اين جبهه به خصوص در فتنه88 آن قدر متفاوت از مصلح انديشي هاي «ساكتين فتنه»ي حاضر در جبهه (متحد) هست كه وزانت اين جبهه (پايداري) را بسيار بالاتر قرار داده است. همين كه شخصيت‌هايي چون علامه مصباح و آيت الله خوشوقت با بصيرت انقلابي و بلكه توحيدي خود گفتمان اين جبهه را تاييد و هدايت مي كنند، بايد براي مدعيان اصولگرايي ناب به عنوان يك «حجت» باشد.

اما در اين بين مشاهده مي كنيم كه برخي رسانه هايي كه داعيه اصولگرا بودن و ولايتمدار بودنشان گوش فلك را پر كرده، آنقدر گرفتار بايسته هاي «رقابت سياسي بازي» شده اند كه عملا اخلاق و تقواي رسانه اي را كنار گذاشته و براي به كرسي نشاندن حرف خود و جبهه مورد نظرشان، به تخريب همه جانبه و تخطئه جبهه پايداري به هر وسيله اي مشغول شده اند، تا آنجا كه حتي تحمل يك جزوه الكترونيكي دانشجويي منتشر شده توسط يك وبلاگ را هم ندارند و عليرغم آن كه بارها اعلام شده كه محتواي اين جزوه حاوي هيچ توهين و تخريبي عليه بزرگان جبهه متحد نيست و فقط يك روشنگري بصيرت مدارانه است، باز اين رسانه‌ها (به خصوص آن خبرگزاري بسيار معروف كه يكي از مديران آن خود را كاتوليك تر از پاپ مي داند!!) همچنان در حال گرفتن مصاحبه و نوشتن تحليل و... عليه اين جزوه تبيان گر و عليه كليت اين جبهه (پايداري) هستند.

به هر حال به نظر مي رسد اين دوره از انتخابات علاوه بر اين كه براي همه افراد و گروه ها و آحاد مردم انقلابي ايران اسلامي يك امتحان بزرگ‌ ديگر است، براي رسانه هاي اصولگرا نيز امتحاني مهم و عظيم است. پس بايد منتظر ماند و در آينده ديد كه در اين مقطع از تاريخ انقلاب چه نمره اي براي رسانه هاي اصولگرا و... در خصوص اين امتحان ثبت خواهد شد.

--------------------جزوه پاسخ به شبهات و سیاه نمایی ها علیه جبهه پایداری------------------------ را با عنوان "استقامت در منطقه ممنوعه" می‏توانید از لینک های زیر دانلود کنید. این جزوه در ۸۰ صفحه A5 در قالب فایل پی دی اف تهیه شده است.(۲۰ صفحه A4 پشت و رو) 

               *دانلود فايل عادي   *دانلود فایل کتابی برای پرینت

              * + جزوه دوم: استقامت در منطقه ممنوعه ۲


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ساعت 17:33. - لينک ثابت


ولايحمل هذا العلم، الا اهل البصر و الصبر!

«سنتِ آزمايش» سنت عجيبي است در ميان سنت هاي مختلف خداي تبارك و تعالي؛ خداوند در آيه دوم سوره عنكبوت مي‌فرمايد: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ»؛ آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم رها مى‏شوند و مورد آزمايش قرار نمى‏گيرند؟!

و در آيه بعد مي فرمايد: «وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ»؛ و به يقين كسانى را كه پيش از اينان بودند آزموديم تا خدا آنان را كه راست گفته‏اند معلوم دارد و دروغگويان را (نيز) معلوم دارد.

و چه عجيب است سنتِ اين «انقلاب الهي» كه همانا برگرفته از سنتِ الهي يعني آزمايشِ الهي است؛ برخي دوره اي براي به ثمر نشستن اين انقلاب به زندان رفتند، مبارزه كردند و هزينه دادند، در هشت سال دفاع مقدس همراه انقلاب و امام(ره) بودند ولي درست در زماني كه بناست صدق و راستي واقعي آنها در بوته آزمايش الهي قرار گيرد، در اين بزنگاه زندگي خود، كم مي آورند و به سان طلاي قلابي در آتش محك مي سوزند و آب مي شوند!

نمونه هاي فراواني است براي مثال زدن در طول عمر اين انقلاب الهي، از ميان شخصيت هاي سياسي، كشوري، لشگري و ...! و هرچه آن شخص جايگاهش مقبول‌تر، مردود شدنش در امتحان نيز دردناك‌تر است. و اين آخري هم «حسين علايي»!؛ سرداري از دل سپاه كه نهادي مقدس در پاسداري از دستاوردهاي انقلاب اسلامي و پاسدار خون شهدا و راه امام(ره) است.

وقتي «بصيرت» و «صبر» و شرط لازم و اساسي براي رسيدن به اين دو يعني «تقوا» نباشد، از دل اين نهاد مقدس كه هيچ، بالاتر از آن از دل اين انقلاب مقدس، حسين علايي ها خود را خواهند باخت.

سُر خوردن حسين علايي‌ها در دام شياطين بيش از آن كه خدشه اي به انقلاب وارد كند، هشداري جدي به همه ما مدعيان حاميان انقلاب و ولايت اعم از مردم و مسئولين است كه در هيچ لحظه اي خود را مصون از انحراف و لغزش ندانيم.

مقام معظم رهبري بارها بر تقويت تقوا، اين عامل اساسي و مهم در ارتقاء بصيرت تاكيد كردند و فرموده اند كه اگر گناهان كوچك شمرده شوند و توبه و جبران صورت نگيرد، در بزنگاهِ امتحان، انسان را به سقوط خواهد انداخت. ايشان در سخناني به حديثي از حضرت اميرالمومنين علي(ع) در نهج البلاغه اشاره داشتند كه آن بزرگوار(ع) فرمودند: «ولايحمل هذا العلم، ‌الا اهل البصر و الصبر»، يعني علم اين اسلام (ولايي) را كسي نمي تواند بر دوش گيرد، مگر اهل بصيرت و صير.

و امروز شاهديم كه نداشتن اين دو عامل مهم، كه همانطور كه از فرموده بزرگان حاصل است، تنها با تقوا به دست مي آيد، چگونه حسين علايي ها را به زير مي كشد و در امتحان مردود مي كند.

خداوند آخر و عاقبت همه ما - مردم و مسئولين- را ختم به خير فرمايد و با توفيق سربلندي در امتحانات، مدارج قرب و معرفت ما را افزون فرمايد.

+ لينك مطلب در جهان نيوز

+ لينك مطلب در جام نيوز


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ساعت 12:7. - لينک ثابت


حكم فائزه، مجازاتي كوچك براي مجرم بزرگ!

به گزارش مشرق؛ حکم دادگاه بدوی فائزه هاشمی امروز از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی صلواتی به ریاحی وکیل وی ابلاغ شد. بر اساس این گزارش فائزه هاشمی برابر حکم دادگاه به جرم فعالیت تبلیغی علیه نظام به شش ماه حبس و 5 سال محرومیت از فعالیت های سیاسی ، فرهنگی و مطبوعاتی محکوم شد.

اين محكوميت اندك و كوچك نشان مي دهد كه دستگاه قضايي كشور خيلي خيلي تا برقراري عدالت اسلامي فاصله دارد. 2 سال و نيم از جرمهاي بيّن و آشكار و مستند دختر هاشمي رفسنجاني و بسياري از هتاكي ها و آشوب طلبي هاي اين فرد مي گذرد و بعد از اين همه مدت دستگاه قضايي راي به محكوميتي كاملا بي‌تناسب و كوچك با جرم او صادر مي كند!

مدارا و تساهل بهت انگيز قاضي اين پرونده در قبال اين مجرم بزرگ در حالي است كه اولا مقام معظم رهبري، فتنه و آشوب را «جرم بزرگ» و فتنه گران و آشوب طلبان را «مجرمان بزرگ» ناميدند، كه با توجه به حضور فائزه هاشمي در قريب به تمام آشو ب هاي خياباني اعم از روزهاي پس از انتخابات و بعد از آن در ساير موارد و از جمله حضور مسجّل و مستند او در آشوب هاي رجاله هاي فتنه در روز عاشوراي 88، او «مجرم بزرگ» است و بايد پرسيد كه آيا سزاي مجرمان بزرگ اينقدر بايد اندك باشد؟!!

ثانيا دستگاه قضايي در حالي در قبال اين آقازاده! تساهل و مدارا به خرج مي دهد كه با كوچكترين شكايت از حاميان اصلي انقلاب و ولايتمداراني چون حاج حسين شريعتمداري، كاوه اشتهاردي (فرزند شهيد) ، ميثم نيلي، حسين قدياني(فرزند شهيد) و... با كمال دقت و ريزبيني اقدام به اعمال عدالت(؟!) درباره آنها مي كند.

اگر بنا باشد براي موارد مجرمانه‌ي روشن و مشخص فائزه هاشمي كه براي همگان آشكار و مبرهن است حكم صادر شود، قطعا اين حكم خيلي سخت تر از اين چيزي بايد باشد كه امروز شاهد آن هستيم، چه برسد به مواردي كه از پشت پرده در قبال او وجود دارد!

به هر حال به نظر مي رسد صدور اين حكم بدوي كه تجربه نشان داده در تجديدنظرها از اين هم كمتر خواهد شد!، نوعي رفع تكليف از خود است و بيش از آن كه بتواند مردم انقلابي و ولايتمداري كه در حماسه 9دي 88 به صراحت «اشدّ مجازات» را براي اين مجرمان بزرگ درخواست كردند را راضي كرده باشد، باعث ياس و دلزدگي آنها از اجراي عدالت خواهد شد.

+ لينك همين مطلب در جام نيوز 

+ لينك همين مطلب در همبلاگي


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در سه شنبه سیزدهم دی 1390 ساعت 12:10. - لينک ثابت


ليست واحد يا گفتمان واحد اصولگرايي؟!

يكي از ويژگي هاي برجسته و مهم حضرت امام خميني(ره) كه شايسته است امروز در آستانه انتخابات مجلس نهم در اولويت رويكرد مدعيان اصولگرايي باشد، انجام كارها بر مبناي تكليف است. ايشان با نگاه توحيدي كه داشتند تمام فعاليت هاي فردي، اجتماعي و سياسي را در راستاي اداي تكليف و كسب رضايت خداوند مي دانستند و اين رمز پيروزي آن بزرگوار به عنوان رهبر انقلاب در مقابل رژيم ستمشاهي و دشمنان و پيشبرد اهداف انقلاب بود.

حضرت امام(ره) فرمودند: «اين هياهوها كه در عالم هست، اينها هميشه بوده است و هميشه هم خواهد بود،‌ لكن اين كه باقي است خداست و اعتماد به خدا؛ شما اين اعتماد را حفظ كنيد و مشكلات را با تدبيرهايي كه داريد حل كنيد... وقتي كار براي خدا باشد تاييد مي كند. وقتي كار براي خدا باشد، چه پيروز بشويم و چه نشويم، ما تكليف ادا كرديم؛ ما مي خواهيم تكليفمان ادا بشود، دنبال اين نيستيم كه يك منصبي به دست بياوريم. (صحيفه نور، جلد 20، ص 94)

آنچه امروز از برآيند حركت كميته اي كه به نام اصولگرايي و با نام 8+7 برمي آيد اين است كه گويا رسيدن به هدف يعني كسب كرسي هاي مجلس نهم، وسيله حركت را توجيه كرده است. اين سوال از اين كميته واقعا جدي است كه آيا وارد كردن افرادي در اين كميته كه عقبه آنها ظاهرا به نام اصولگرايي است ولي به كام ضداصول و ارزش ها عمل نموده‌اند، نوعي سهم دهي و راضي كردن آنها براي رسيدن به هدف نيست؟!

همين تاكتيك غلط قبل از انتخابات مجلس هشتم بود كه به نام اصولگرايي افرادي وارد مجلس شدند كه يكي از خروجي آنها «طرح وقف خصوصي! دانشگاه آزاد با 000/000/000/000/250 ميليارد تومان سرمايه بيت‌المال براي يك عده خاص بود» و يا معطل ماندن يك سال و نيم زمان در تصويب «طرح نظارت بر نمايندگان» كه مطالبه جدي و مؤكد رهبري معظم از مجلس بود.

لذا همانطور كه امام(ره) فرمودند و تاكيدات مقام معظم رهبري نيز همين است، عمل به تكليف از همه چيز مهم تر است؛ عمل به تكليف جزو مباني اصولگرايي است؛  امروز تكليف اين است كه با كساني مي‌بايست وحدت نمود و در تصميم سازي ها و تصميم گيري هاي مهم جريان اصولگرايي از آنها استفاده نمود كه به اصول و مباني انقلاب پايبند و وفادار باشند. امروز تكليف اين است كه ليست انتخاباتي بايد از افرادي باشد كه در هر شرايطي محكم و قاطع و حتي با دادن هزينه، پشت ولايت فقيه بايستند و از آن دفاع كنند، نه كساني كه در عالم سياست، باري به هر جهت هستند و در موقعي كه نفع شان ايجاب كند شعار حمايت از ولايت و اصولگرايي سردهند و هرگاه نفعشان نباشد يا سكوت كنند و يا ضد منويات رهبر انقلاب عمل كنند و پشت ولايت فقيه را خالي كنند تا نداي اين عمار ايشان بلند شود.

به نظر مي رسد حضور چهره هايي با اين مشخصات منفي در كميته 8+7 كه در جريان فتنه بسيار بد عمل كردند و حتي تا مرز زدن ستاد براي موسوي و تبريك بي‌جهت به او پيش رفته و در توهمات و جنايات بعدي آنها شريك شدند، تنها موجب فاصله گرفتن مردم از ليست اين تشكل شود، همان مردمي كه با جان و مال و آبروي خود در فتنه 88 پشت ولايت و نظام ايستادند و فراموش نكرده اند كساني را كه در آن شرايط حساس با سكوت و مواضع چندپهلوي خود، با فتنه تجارت سياسي كردند! و امروز مي خواهند مجددا براي گفتمان اصولگرايي تعيين تكليف كنند؛ لذا براي مردم انقلابي و ولايتمدار حمايت از گفتمان واحد اصولگرايي مهم تر است تا تن دادن به حمايت از ليست انتخاباتي واحدي كه همچون مجلس هشتم ناخالصي هاي مختلفي را وارد جريان ناب اصولگرايي كرد!

 بر اين اساس كارنامه اصولگراياني كه در «جبهه پايداري انقلاب اسلامي» و به رهبري معنوي علامه مصباح و آيت الله خوشوقت در حال تدوين و تحكيم «گفتمان واحد اصولگرايي» هستند، به واسطه وفاداري عملي آنها به ولايت فقيه و آرمان هاي انقلاب درخشان تر از كساني است كه به اسم وحدت و توليد ليست واحد اصولگرايي، در حال جمع و تفريق هستند و آرمان ها و ارزش ها انقلابي را ناديده گرفته و به ساكتين و مردودين فتنه 88 چراغ سبز نشان داده اند و براي آنها در كميته خود سهم ويژه قائل شده اند!

 

+ لينك همين مطلب در جام نيوز

 

+ لينك همين مطلب در عمارنامه


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ساعت 11:57. - لينک ثابت


مريد پير مغانم...

روزي جواني در پاي منبر از يك عالم روحاني سوال مي كند كه معناي اين بيت شعر حافظ (ره) چيست؟!

 

مريد پيرمغانم، ز من مرنج اي شيخ                   چرا كه وعده تو كردي و او به جا آورد

 

عالم روحاني، فرداي آن شب و بعد از تامل يك روزه، در بالاي منبر مي گويد:

منظور از پير مغان: اميرالمومنين(ع) و منظور از شيخ: حضرت آدم(ع) است؛

 

زيرا حضرت آدم(ع) وعده کرد که از گندم نخورد اما خورد، اما حضرت امام علي(ع) با آن که وعده نکرده بودند هرگز در دوران خلافت خود نان گندم نخوردند و نان جو اختيار کردند.

 

پس از مدتي عالم روحاني از دنيا رفت؛

 

سال بعد و در شب عاشورا به خواب جوان آمد و به او گفت: من پارسال براي تو در مورد فلان بيت شعر، تفسيري کرده ام که هنگامي که به اين دنيا آمدم و حقايق بر من آشکار شد معني درست آن را دريافته ام:

 

منظور از پير مغان امام حسين(ع) است و منظور از شيخ، حضرت ابراهيم(ع) است؛ چرا که حضرت ابراهيم(ع) وعده کرد که اسماعيل(ع) را قرباني کند؛

 

اما حضرت امام حسين(ع) با آن که وعده نکرده بود، حضرت علي اكبر(ع) و حضرت علي اصغر(ع) و تمام خاندان خود را در عاشورا و در راه خدا قرباني کرد.

 

صلي الله عليك يا مظلوم، يا اباعبدالله...

 

 منبع: روح مجرد، يادنامه حاج سيد هاشم حداد، آيت الله سيد محمد حسين حسينى تهرانى، ص 483 و 484

+ لینک همین مطلب در سایت جهان نیوز


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در شنبه دوازدهم آذر 1390 ساعت 10:37. - لينک ثابت


«علي»(ع) اسم اعظم

ياعلي(ع)روزی حضرت علي عليه السلام با یک یهودی همسفر بودند، به رودخانه ای رسیدند، یهودی لباسش را به روی آب افکند و سوار آن شد و از آب عبور کرد.

آن سوی رود به علی(ع) عرض كرد: ای مرد اگر تو نیز آنچه را من می دانم می دانستی رد می شدی!

 

حضرت(ع) اشاره ای به آب کردند و درجا منجمد شد و از روی آن عبور کردند.

 

یهودی خود را به پای حضرت(ع) افکند و  عرض كرد: ای جوان...چه گفتی که آب را مبدل به سنگ کردی؟!

 

حضرت(ع) فرمودند: تو چه گفتی که از آب گذشتی؟

یهودی گفت :خدا را به اسم اعظم او خواندم . حضرت(ع) فرمود: آن اسم چه بود؟

یهود گفت: وصی محمد (ص) بود .

 

علی (ع) فرمود: منم آن وصی محمد (ص).

 

یهودی قبول کرد و اسلام آورد.

                                                                                            عيون اخبار الرضا(ع)

 

+ لينك همين مطلب در سايت پژواك


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ساعت 9:15. - لينک ثابت


خادمين يا خائنين به حرمين شريفين؟!

پس از به درك واصل شدن وليعهد رژيم سفاك آل سعود و در شرايطي كه جمعه خونين مكه در سال66 و شهادت بسياري از هموطنان شيعه اهل بيت(عليهم السلام)، حمله به شيعيان بحرين و دشمني آشكار و سفاكانه آن رژيم با شيعيان، جنايتها و افراط گري هايي كه آبروي اسلام و مسلمين را درجهان برده و هزارها جنايت ديگر در كارنامه وهابيون يهودي صفت درج است، رئيس جمهور سابقا مكتبي و معاون و وزيرش به همراه هاشمي رفسنجاني رفيق ديرين ملك عبدالله، در پيام تسليت خود انواع و اقسام توصيفات و عنوان هاي جعلي را براي پادشاه خائن آن كشور رديف مي كنند.

"خادم حرمين شريفين"، آرزوي "سربلندي و عزت"، "سعادت و بهروزي" براي آن حكومت!! و... واقعا برازنده آن حكومت كافر است؟! مگر نه اينست كه تعريف و تمجيد از حكومت هاي جائر و كافر و ظالم در قاموس و آرمان هاي انقلاب اسلامي جايي ندارد؟ مگر همين حكومتي كه رئيس جمهور و بقيه اينچنين آن را توصيف كرده اند دشمن خوني آل الله نيست و همه گرفتاري ها و مصيبت هاي مسلمين جهان بواسطه قرائت صهيونيستي اين حكومت سفاك از اسلام نيست؟ پس چگونه است دولتمردانِ تنها حكومت شيعه جهان بايد منفعلانه و مرعوبانه براي آنها عنوان تراشي كنند؟!

حضرت امام خمینی(ره) در اول شهریور 1366،  بيست روز پس از فاجعه جمعه خونین فرمودند: «شکستن کعبه مسئله ای نیست که بشود از آن همین طور گذشت. اگر ما از مسئله قدس بگذریم، اگر ما از صدام بگذریم، اگر از همه ی کسانی که به ما بدی کردند بگذریم، نمی توانیم از مسئله حجاز بگذریم. مسئله حجاز یک باب دیگری است از مسائل دیگر و لازم است زنده نگه داشتن این روز، روزی که خیانت شد به اسلام»؛

 ايشان در سال 60 در پاسخ به پادشاه عربستان بسيار انتقادات صريح و تندي مطرح كردند و اعلام كردند كه بسياري از فلاكت ها و بدبختي هاي مسلمين به واسطه حضور و دخالت هاي اسرائيل و آمريكا در حكومت كشورهاي اسلامي است.

در وصیت نامه الهی سیاسی حضرت روح الله(ره) در خصوص آل‌سعود آمده است: «و لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق - علیهم سلام الله - به طور كوبنده فجایع و ستمگریهای ستمگران هر عصر و مصریادآوری شود؛ و در این عصر كه عصر مظلومیت جهان اسلام به دست امریكا وشوروی و سایر وابستگان به آنان و از آن جمله آل سعود، این خائنین به حرم بزرگ الهی - لعنه الله و ملائكته و رسله علیهم - است به طور كوبنده یادآوری ولعن و نفرین شود. و همه باید بدانیم كه آنچه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی است كه حافظ ملیت مسلمین ، بویژه شیعیان ائمه اثنی عشر- علیهم صلوات الله و سلم – است».

رهبر فرزانه انقلاب نيز در نوزدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام(ره) فرمودند:

« انقلاب هویتش، معنایش به شعارهاى انقلاب است؛ به جهت گیریهاى انقلاب است؛ به ارزشها و مبانى انقلاب است. همیشه بوده‏اند، امروز هم هستند، در آینده هم خواهند بود کسانى که بخواهند به بهانه‏ى اینکه اوضاع جهان عوض شده است، شعارهاى انقلاب را تغییر بدهند یا شعار دینى - بُعد دینى - را از انقلاب جدا کنند یا بُعد عدالت اجتماعى را از انقلاب جدا کنند یا بُعد سلطه ‏ستیزى و بیگانه‏ ستیزى را از انقلاب جدا کنند یا بُعد ضد استبداد بودن را از انقلاب جدا کنند. انگیزه‏هاى مختلف، به بهانه‏ هاى مختلف همیشه ممکن است وارد میدان شوند، براى اینکه شعارهاى انقلاب و هدفهاى انقلاب را تغییر دهند. مردم باید هوشیار باشند؛ بدانند. این انقلاب با شعارهاى خود زنده است. اصلى‏ترین شعارهائى که در این انقلاب بر روى پرچم انقلاب نوشته شده است، شعار اسلامى بودن است؛ پایبند بودن به مبانى دین و اصول و قواعد دینى است؛ سلطه‏ ستیزى است؛ ستیزه‏ ى با استکبار است؛ دفاع از مظلومان عالم است، آن هم دفاع صریح و صادقانه‏ ى از همه ‏ى مظلومان.

 

خداوند در قرآن مي فرمايد:

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِکُمْ لاَ یَأْلُونَکُمْ خَبَالًا وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاء مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الآیَاتِ إِن کُنتُمْ تَعْقِلُونَ؛

اى کسانى که ایمان آورده‏اید از غیر خودتان دوست وهمراز مگیرید، آنان از هیچ نابکارى در حق شما کوتاهى نمی ورزند آرزو دارند که در رنج بیفتید، دشمنى از لحن و سخنشان آشکار است و آنچه در سینه‌هایشان نهان میدارند بزرگتر است، در حقیقت ما نشانه‏ ها (ى دشمنى آنان) را براى شما بیان کردیم اگر تعقل کنید. (آل عمران، آیه شریفه118)

 

بنابراين با توجه به موارد فوق، اقدام اخير رئيس جمهور سابقا مكتبي و ديگر دولتمردان به هيچ وجه قابل قبول نيست و نشان از دور شدن روزافزون دولت و رئيس آن از آرمان ها و ارزش هاي انقلاب و اسلام دارد.

 

+ لينك همين مطلب در سايت مشرق

 

+ لينك همين مطلب در سايت جهان نیوز 

 

+ لينك همين مطلب در سايت دي نيوز

 

+ لينك همين مطلب در سايت اصولگرا 

 

+ لينك همين مطلب در سايت ایران دیپلماتیک

 


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در سه شنبه سوم آبان 1390 ساعت 11:46. - لينک ثابت


جفاي مهدي نصيري به عرفان و فلسفه

چهارشنبه گذشته دومين برنامه شبه مناظره! شبكه چهار سيما با موضوع نقد فلسفه و عرفان و نسبتشان با اسلام برگزار شد و تنها نتيجه اي كه از آن حاصل شد فهرست شدن بسياري از ابهامات راجع به فلسفه و به خصوص عرفان از سوي آقاي نصيري بود كه جواب درخوري به آنها داده نشد.

از برآيند صحبت هاي نصيري مي توان استنباط كرد كه او يا واقعا هيچ شناختي نسبت به الفباي فلسفه و عرفان ندارد، يا عمدا در صدد تخريب و تخطئه آنها است. برخي از مغالطه هاي نصيري به اين شرح است:

در هر دو برنامه نصيري عرفان را در كنار تصوف قرار داد، حال اين كه عرفان ناب شيعي با بسياري از مواضع تصوف مخالف است و نصيري بدون بيان اين نكته ظريف، تنها به طرح موضوعاتي از سوي برخي صوفيان پرداخت كه اصولا عرفان شيعي با آن مخالف است.

نصيري بدون شناخت واقعي از معناي «وحدت وجود» وارد نقد سطحي آن شد و باز از تعاريفي استفاده كرد كه در نگاه بزرگان عرفان شيعه مطرود است، حال اين كه وحدت وجود يكي از موضوعات حساس و پيچيده و ظريفي است كه با انتخاب مغرضانه چند بيت شعر و چند جمله كوتاه از فلان كس و بهمان شخص قابل بررسي و فهم نيست.

نصيري در انتخاب جملات و شعرها از واژه ها و كلماتي استفاده مي كرد كه بار معنايي متفاوتي در عرفان و تصوف و فلسفه دارند و تفسير به راي كردن آنها مي تواند كاملا اصل موضوع را مخدوش كند. مثل: حمار، عشق، مستي و...!!

يكي از مغالطه ها و جفاهايي كه نصيري به عرفان روا داشت اين بود كه گفت: "در عرفان معتقدند بعد از رسيدن به حقيقت بايد شريعت را كنار گذاشت و حتي مي توان گناه را هم مرتكب شد"!! ؛ اين در حالي است كه اين عقيده برخي اهل تصوف است كه با عرفان ناب شيعي در تعارض كامل است.

اين برادر محترم اگر اندك شناختي به عرفان واقعي داشت مي دانست كه "ترك گناه"،‌ "مراقبت"، "محاسبه"، "مشارطه"، "محاسبه" و... از الفباي سيروسلوك و عرفان به حساب مي آيند كه به عنوان نمونه توصيه حقير به ايشان خواند رساله سيروسلوك منسوب به علامه بحرالعلوم(ره) است كه در آنجا مراحل عرفان كاملا منطبق با شريعت بيان شده است. پس از رسيدن به حقيقت و لقاء الله نيز پايبندي به مباني سيروسلوك و احكام شريعت برقرار است و طرح اين موهومات اهانت و تخريب عرفان و اولياي الهي است كه قطعا اگر ادامه يابد تبعات سنگيني براي گوينده آن خواهد داشت!

به نظر مي رسد بسياري از اين اتهامات به عرفان و فلسفه به خصوص از سوي بزرگان مكتب تفكيك عدم وصول آنها به مراتب بالاي عرفان است كه تنها با عمل به دانسته هاي علمي و آراستن علم به عمل ممكن است و آن هم با سختي و رياضات شرعي و استقامت در دين كه بزرگاني چون آيت الحق و العرفان قاضي، علامه طباطبايي، حضرت امام خميني، آيت الله بهاءالديني، آيت الله بهجت و... رحمت الله عليهم اجمعين بدان رسيدند، وگرنه قيل و قال‌هاي علمي و فقهي و ... مادامي كه به عمل نرسند تنها بار مسئوليت ها را افزون مي كند ولاغير...!

به هر حال مطالب در رد سخنان جناب نصيري بسيار است كه به نظر مي رسد صداوسيما و شبكه 4 موظف است براي رفع آن از بزرگان علم فلسفه و عرفان همچون علامه مصباح يزدي براي تبيين موضوع دعوت كنند و البته در مقابل نيز از علماي مكتب تفكيك دعوت گردد، نه برادر نصيري كه نشان داده كمترين اطلاعي از عرفان و فلسفه ندارد.

 

***لینک همین مطلب در روزنامه وطن امروز


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در شنبه بیست و سوم مهر 1390 ساعت 10:32. - لينک ثابت


اصولگرايي با سياست بازي قابل جمع نيست!

امروز در شرايطي به انتخابات مجلس نهم نزديك مي شويم كه اصولگرايان در حال گذراندن مقطع حساسي از انقلاب هستند. بسياري از كساني كه دغدغه اصول و ارزش ها و ولايت دارند با نگراني پيگير جريان اصولگراياني هستند كه امروز در حال وحدت طلبي و تجميع هستند. نگراني از اين بابت كه در كميته اي كه به منظور وحدت اصولگرايان تشكيل شده افرادي را به عنوان تصميم گيران و صاحب نظران مي بينند كه در امتحان سخت اصولگرايي سال 88 كه سره از ناسره جدا شد و نيروهاي انقلابي غربال شدند، نمره خوبي كه كسب نكردند هيچ!، تجديد و حتي مردود شدند!

به عبارت بهتر امروز كساني چون لاريجاني، باهنر، قاليباف، محسن رضايي و ... كه در جريان فتنه 88 و در شرايطي كه نداي "اين عمار؟!" رهبري عزيز بلند شد منفعت طلبانه يا سكوت كردند، يا ابهام آميز آب به آسياب دشمن ريختند و يا در خفا حتي از فتنه گران به نوعي حمايت كردند در متن تصميم گيري اصولگرايان حضور دارند! امروز براي حاميان خط اصيل اصولگرايي كه بر مباني عقيدتي و ولايي و آرمان هاي بلند انقلابي استوار است قابل هضم نيست كه افراد پيشگفته كه خطر سكوت آنها در فتنه 88 شايد بيشتر از خود فتنه باشد امروز بخواهند هدايت گر اصولگراياني باشند كه بر گفتمان انقلاب و امام(ره) و ولايت ايستاده و پايداري مي كنند.

البته مردم با همان بصيرتي كه در مقابل فتنه 88 ايستادند و آن را جارو كردند و حماسه هايي چون 9دي و 22بهمن ها را آفريدند، امروز هم با همان بصيرت سره را از ناسره تشخيص مي‌دهند و 8+7 و 8+9 و انواع و اقسام اين جمع و تفريق ها تا زماني كه حاصل آن اصولگرايي ناب منهاي ريا و تزوير و قدرت طلبي و سياسي بازي نباشد، ذره اي در اراده آنها تاثير نخواهد گذاشت.

به هرحال به نظر مي رسد تجميعي از نيروهاي وفادار به آرمان هاي انقلاب و نهضت سوم تير كه هم در جريان فتنه، محكم پايداري كردند و از ولايت و حق مردم دفاع كردند و هم در مقابل جريان انحرافي دولت ايستاده اند و امروز تحت لواي « جبهه پايداري» به رهبري معنوي شخصيت هاي بزرگي چون علامه مصباح و آيت الله خوشوقت در حال تلاش براي حفظ انگيزه و توان نيروهاي اصيل انقلاب هستند، بتوانند در انتخاب و معرفي اصولگرايان ولايي و انقلابي كه مرزشان با فتنه و انحراف و ساكتين مشخص است، موفق عمل نمايند. انشاءالله.


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در یکشنبه سوم مهر 1390 ساعت 11:22. - لينک ثابت


وكيل مدافع شيطان در تعقيب حاج منصور ارضي

در شرايطي كه اوج افتضاحات مالي و فساد  000/000/000/000/3 ميليارد توماني در سيستم اقتصادي دولتِ عدالت محور و منتسب به جريان انحرافي با سردستگي مشايي در نزد افكار عمومي رو شده است و همه را در بهت و حيرت فرو برده است،‌ رهبر فكري و استاد عرفانِ ( قلابي) دولت در راستاي سياست "حرف مفت بزن، همه رو مشغول كن!!" گذشته،‌ اين بار در اين شرايط بحراني فساد اقتصادي، وكيل مدافع خود را مامور تعقيب قضايي حاج منصور ارضي نموده است تا افکار عمومی را از تمرکز بر مساله اصلی که همان دست داشتن این گروه شیطانی در چپاول بیت المال است دور کند و وکیل او نيز با سرهم كردن چند تا ماده و قانون اقدام به شكايت از سرورالمادحين نموده است.

اين در حالي است كه حاج منصور در شب 19 ماه مبارك رمضان بر اساس احساس تكليف ولايي خود، طبق معمول از اين جريان انحرافي برائت جست و البته با ادبيات خاص خود كه با كنايه و ايهام همراه است، اعلام كرد كه حاضر است پول خون مشايي را هم بدهد!

حتي اگر اين نوع ادبيات حاج منصور را حمل بر قاطعيت در اجراي اين نظر كنيم، اين مواضع منطبق با بند «م» وصيت نامه حضرت امام(ره) كه در آن ايشان به صراحت اعلام كردند مردم و حزب الله در مقابل انحرافات به دستگاه هاي مسئول مراجعه كنند و اگر آنها به وظيفه خود عمل نكردند، مردم موظفند به تكليف خود عمل كنند، قابل تفسير خواهد بود.

بنابراين وكيل مدافع شيطان بهتر است به جاي تعقيب قضايي حاج منصور به فكر تنبه موكل خود در تغيير رويه خود باشد، در غير اين صورت حاميان حزب اللهِ حاج منصور در دفاع از مداحِ ارباب آقا امام حسين(ع) طبق همان بند وصيت امام(ره) كوتاه نخواهند آمد!


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 ساعت 11:34. - لينک ثابت


توهم عقب نشيني نظام، مشابه توهم تقلب!

موافقت مقام معظم رهبري با عفو تعدادي از متهمان جرايم امنيتي در آستانه عيد سعيد فطر اين توهم را در بين برخي عناصر فتنه گر اصلاح طلب ايجاد كرده است كه اين بخشش ها نوعي كوتاه آمدن نظام در مقابل اصلاح طلبان در شرايط نزديك به انتخابات مجلس نهم است!

در واقع اين طيف همان طور كه با توهم تقلب وارد فاز فتنه‌گري و آشوب عليه امنيت كشور شد و بعد در مرداب توهمات خود فرو رفت، در حال حاضر نيز با اين توهم كه نظام نيازمند ورود اصلاح طلبان به عرصه سياسي كشور است، آزادي متهمان جرايم امنيتي را در راستاي امتياز دهي نظام تعبير كرده و در اين خصوص در نشريات و رسانه هاي خود براي تجديد حيات خود دست و پا مي زند.

اين در حالي است كه اولا نظام جمهوري اسلامي نه از سر نياز و اظطرار سياسي‌، بلكه از روي سلوك اسلامي، ديني و انقلابي خود، به همه سليقه ها امكان ورود به عرصه داده است و البته اين به معني اين نيست كه خائنين به اسلام و انقلاب و مردم هم مي توانند از اين رآفت بهره مند شوند.

گروه موسوم به چپ كه به اسم اصلاح طلبي در 8 سال حكومت نقاب از چهره برگرفتند و سرمايه‌هاي اسلام و نظام و انقلاب را به حراج گذاشتند، در حوادث پس از انتخابات 88 با سوء‌استفاده از حيا و متانت نظام اسلامي و وسعت نظر ولي امر مسلمين، وقاحت و خيانت خود را به درجه آخر رساندند و كار را تا اهانت و توهين به اصل ولايت ائمه معصومين(عليهم السلام) و جسارت به ساحت سرور و سالار شهيدان امام حسين(ع) پيش بردند.

حال كه پياده نظام فريب خورده و مفلوك آنها كه فريب دغل بازي ها و سياه بازي سران خيانتكار فتنه را خورده بودند از گناه خود توبه و انابه كرده و خود و خانواده هايشان با تمام وجود اظهار پشيماني و ندامت كرده و مورد بخشش ولي امر قرار گرفتند، اين عروسك هاي خيمه شب بازي آمريكا و اسرائيل كه حتي از خوردن پول كثيف دشمنان وهابي- سعودي اهل بيت عليهم السلام هم ابا نكرده اند، توهم عقب نشيني نظام به سرشان زده و به دنبال طراحي براي آينده سياسي خود هستند!

غافل از اينكه نظام و مردم حداكثر با ارفاق و بلند نظري خود تنها به كساني اجازه برگشت در صحنه را خواهند داد كه مرزبندي شفاف با فتنه و سران خيانتكار آن داشته باشند و از آن جرثومه‌ها و ميوه هاي درخت زقوم جهنمي اعلام برائت كرده باشند.


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390 ساعت 15:53. - لينک ثابت


شتر سواري دولا دولاي شهرداري و نهادهاي ضدفرهنگي!

مسئولان ارشد! شهرداري تهران همچون صداوسيما و برخي از نهادهاي به ظاهر فرهنگي دولتي خيلي تلاش مي كنند از هر قشر جامعه براي خود حامي دست و پا كنند، حتي به قيمت فروختن آخرت خود و به حراج گذاشتن ارزشها و مقدسات ديني!

آنها از يك طرف چند مراسم در بزرگداشت شهدا با دعوت از خانواده هاي شهدا وجانبازان برگزارمي كنند تا قشر ايثارگر و متدين جامعه را با خود همراه نشان دهند و از سوي ديگر با سوء استفاده از نمادهاي مذهبي و ديني مثل اعياد و مناسبت ها، با برگزاري مراسم هاي خاص! ضمن توهين و دهن كجي به ارزش ها و مقدسات ديني،‌ در پي جذب قشر بي بندوبار و حريم شكنان جامعه هستند تا به خيال خام خود در روز مبادا! از آنها در جهت همراهي خود استفاده كنند.برگزاري مراسم هاي جشن به نام «نيمه شعبان» و با سوءاستفاده از نام مقدس و والاي حضرت صاحب الامر(عج)، توسط شهرداري و مشاركت صداو سيما و نهادهاي فرهنگي دولتي ديگر تنها بهانه اي بود تا متوليان مزوّر و ظاهرالصلاح فرهنگي، لجنزاري از گناه را براي چريدن عده اي بي قيدوبند فراهم كند تا آنها به مصداق «اولئك كالانعام بل هم اضلّ» پارتي هاي شبانه خود را به مدد شهرداري و مسئولان بي مسئول! ضدفرهنگي از خانه هاي خود به خيابان ها بكشند و به طور رسمي با اختلاط جنس نروماده خود به رقص و پايكوبي و لگدمال كردن ارزش ها و خون شهدا و مقدسات بپردازند. در اين بين مردم متدين و با ايمان كه برخلاف آن قشر ضدانقلاب بي بندوبار، همراهان هميشگي ولايت و نظام و انقلاب هستند، با برگزاري خداپسندانه و مهدوي مراسم جشن نيمه شعبان، خيانت مسئولان شهرداري و نهادهاي ضدفرهنگي را هم رصد كردند و همچون هميشه با بصيرت خود در موقع لازم جواب مناسب را به اين ظاهرالصلاح هاي باطن الخراب!! خواهند داد.


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در شنبه یکم مرداد 1390 ساعت 9:43. - لينک ثابت


صداوسيما؛ دانشگاهي كه بايد اسلامي شود!

حضرت امام خميني(ره) در 29 اسفندماه 57 ضمن برشمردن اهميت خاص راديو- تلويزيون به عنوان يك دستگاه تربيتي، آن را يك «دانشگاه عمومي» خواندند كه لازم است تمام اقشار ملت توسط اين دستگاه تربيت شوند و فرمودند: «بايد اين دستگاه، دستگاهى باشد كه بعد از چند سال تمام قشر ملت را روشن كند، تمام را مبارز بار بياورد، تمام را متفكر بار بياورد، تمام اينها را مستقل بار بياورد، آزادمنش بار بياورد، از غربزدگى بيرون كند، استقلال به مردم بدهد». از سوي ديگر مقام معظم رهبري خلف صالح امام(ره) نيز بارها درباره نقش و اهميت اين دستگاه و لزوم حركت در مسير آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب و اسلام تاكيد فرموده و از صدا و سيما مطالباتي داشته‌اند كه اگر آن سازمان به اين منويات توجه جدي کند، به واقع می‌تواند نقش بزرگي در هدايت و ارتقای فكري و فرهنگي جامعه به عنوان يك دانشگاه عمومي ايفا کند. اگر كاركرد رسانه ملي را در قالب ابعاد مختلف فرهنگي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و عقيدتي تعريف كنيم، آنگاه اهميت والاي اين رسانه در شكل‌گيري افكار عمومي جامعه نمود بارزي پيدا خواهد كرد. متاسفانه آنچه از خروجي برنامه‌های اين سازمان عريض و طويل مشاهده می‌شود، فاصله‌اي بسيار با آنچه مورد نظر رهبر حكيم انقلاب و نياز اجتماعي است، دارد كه تبعات آن امروز گريبانگير مخاطب ميليوني اين جعبه جادويي شده است. در اين نوشتار به‌طور‌ اجمال به گوشه‌اي از «نقاط ضعف عملكرد» صدا و سيما در قالب ابعاد پيشگفته مي‌پردازيم.

 

ادامه مطلب در روزنامه وطن امروز...


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در شنبه هجدهم تیر 1390 ساعت 9:0. - لينک ثابت


هر طلبه اي عالِم به عرصه سيمرغ نيست!

مطلبي از طلبه جواني به نام سيدرضا بحرالعلوم ميردامادي" در سايت شيعه آنلاين با عنوان "روز عاشورا روز شادی و مسرت اهل بیت نيست" خواندم كه واقعا از اين همه وقاحت و جسارت برخي در لباس روحانيت به علماي عرفان متاثر و غمگين شدم. اين مطلب را كه براي سايت شيعه‌آنلاين هم ارسال كردم در وبلاگ قرار مي دهم:

اين طلبه كه با پوشيدن لباس مقدس روحانيت، توهم علامه بودن برداشته است در اين مطلب تنها با انتخاب چند خط از كتاب گرانسنگ صدها صفحه اي «روح مجرد» تاليف علامه سيد هاشم حداد(ره) و علامه طهراني(ره)بزرگوار حضرت آيت الله حسيني طهراني(ره)، و با فهم وارونه و ناقص خود كه برگرفته از عدم معرفت و شناخت حداقل هاي عرفاني است، به خود اجازه داده به شخصيت والا و ارجمند عارف واصل حضرت سيد هاشم حداد(ره) كه از شاگردان مبرز استادالعارفين حضرت آيت الله قاضي(رض) است (و حضرت امام(ره) در مورد ايشان فرمودند: "قاضي كوه توحيد است")، توهين و جسارت نمايد.

علامه طهراني(ره) در قسمتي از اين كتاب وزين به حالات عرفاني حاصل از نفحات جماليه و جلاليه سيدهاشم حداد(ره) اشاره مي كند و ضمن بيان تاثر و تالم عميق اين عارف واصل در عزاي حضرت سيدالشهداء(ع)، در قسمت ديگري مي نويسد: « در تمام دهه‌ی عزاداری، حال حضرت حدّاد، بسیار منقلب بود. چهره سرخ می‌شد و چشمان، درخشان و نورانی؛ ولی حال حزن و اندوه، در ایشان دیده نمی‌شد؛ سراسر ابتهاج و مسرّت بود و مي فرمود: چقدر مردم غافلند که برای این شهید جان باخته، غصّه می‌خورند و ماتم و اندوه به پا می‌دارند. صحنه‌ی عاشورا، عالی‌ترین مناظر عشقبازی است؛ و زیباترین مواطن جمال و جلال الهی، و نیکو ترین مظاهر اسماء رحمت و غضب؛ و برای اهل بیت جز عبور از درجات و مراتب، و منسلخ شدن از مظاهر، و تحقّق به اصل ظاهر، و فنای مطلق در ذات احدیّت چیز‌ی نبوده است....»

حال اين طلبه خودبزرگ بين بدون كمترين دانش نسبت به مباحث عميق عرفاني و اينكه امثال جناب سيد هاشم حداد(ره) انسان هاي وارسته از عالم كثرات و ظلمات دنيوي هستند و قادر به مشاهده عالم معنا با چشم حقيقت‌بين مي باشند و طبيعتا صحبت هاي آنها را بايد در آن قالب شناخت و تفسير كرد، اقدام به بيان مطالب سخيف و توهين وار به آن عالم عامل نموده است كه دل هر اهل دلي را به درد مي ورد.

بنده حقير با شناخت ناقص و در حد وسعي كه از حضرت سيدهاشم حداد(ره) دارم و بدون داشتن لباس روحانيت و ادعاي عالمي! به اين اندازه مي فهمم كه شخصيت هايي چون حدادها(ره)،‌ قاضي ها(ره)، بهجت ها(ره) و... آنقدر از جايگاه والاي توحيدي و عرفاني برخوردارند كه نتوان به سادگي به آنها انتقاد كرد، چه رسد به اينكه زبان به توهين و نفي و هتك آنها باز كرد.

 

جناب بحرالعلوم! شما كه خود را درياي علم مي داني آيا فكر كرده اي چرا حضرت زينب سلام الله عليها در مورد حادثه بزرگ عاشورا و با ديدن آن همه مصيبت غم افزا فرمودند: « ما رايت الا جميلا» ؟! حتما اگر با اين استدلالي كه حرف هاي حضرت حداد(ره) را تحليل كرده ايد بخواهيد در مورد اين جمله تفسير كنيد، چيزي جز نفي و انتقاد به آن بانوي گرامي(س) نخواهيم شنيد!

پوشيد لباس روحانيت تنها دليل عالم بودن نيست، اگر زحمت كشيديد و همچون حداد(ره) ها وارد گود عمل شديد و علم را به لباس فاخر عمل پوشانديد، آنوقت شايد كمي از خودبزرگ بيني كم كنيد و به فكر اصلاح برآييد، كه فرموده اند: « عالم شدن چه آسان، آدم شدن چه مشكل!».

حقير پيشنهاد مي كنم در مورد عاقبت كساني كه به اولياء الهي و عارفان واصل توهين نموده اند كمي تحقيق كنيد، حتما به دردتان مي خورد!


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در یکشنبه دوازدهم تیر 1390 ساعت 14:36. - لينک ثابت